دعا،مناجات،احاديث،داستانها،حكايات و روايات دینی و اسلامی
|
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام سالها قبل و پيش از هجرت رسول اكرمصل الله عليه و آله و سلم به مدينه ي منوّره، هر يك از نمازهاى مسلمانان، تنها "دو ركعت" بود. بنابراين تعداد كل ركعتهاى نماز يوميه ي آنان، به "ده ركعت" مىرسيد. پس از آن كه پيامبر اكرمصل الله عليه و آله و سلم به مدينه ي منوّره هجرت فرمود، همين رويه به مدت "يك ماه" ادامه داشت، تا اينكه در روز "دوازدهم ربيعالثّانى" سال اول هجري قمري، آن حضرت با الهام از فرمان الهى، تعداد ركعات ِچهار نماز از پنج نماز يوميه را افزايش داد. به اين صورت كه دو ركعت بر نماز ظهر، دو ركعت بر نماز عصر، يك ركعت بر نماز مغرب و دو ركعت بر نماز عشاء براى حاضران در شهر خود، افزوده شد. وليكن براى كسانى كه به مسافرت مى روند(غير از نماز مغرب) بقيه نمازهايشان شكسته و "دو ركعتى خواهد بود"؛ زيرا نماز مغرب، چه براى حاضران در شهر خود و چه براى مسافران، حكم واحد دارد و بايد به "سه ركعت" خوانده شود. منابع: 1. كتاب "وقايع الأيام" 2. كتاب "تاريخ الطبرى" 3. كتاب "مسار الشيعه" |
||
|
|
||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام حتماً تا کنون حديث ذيل را بارها و بارها شنيده ايد: "اميرالمؤمنين حضرت عليعليه السلام به مردي كه با عجله و با سرعت نمار مي خواند فرمودند: مَثَل تو نزد خداوند متعال مانند كلاغي است كه از زمين دانه بر مي چيند و اگر در اين حالت بميري، به دين غير حضرت محمّدصل الله عليه و آله و سلم مرده اي؛ زيرا دزدترين مردم كسي است كه از نمازش بدزدد". حال نحوه ي اقامه ي صحيح نماز را از امام صادقعليه السلام و به روايت "حماد بن عيسي جهني" - وقتي که حضرت او را به علت صحيح نماز نخواندن سرزنش كرد و با خواندن 2 رکعت نماز، به او چگونگي خواندن نماز را آموخت – با يكديگر مي خوانيم: امام صادقعليه السلام پس از وضو از جاي خود حرکت کرده و رو به قبله ايستاد. انگشتان دستان خود را به هم چسبانيد، دستها را به طور مرتب روي ران خود گذاشت، فاصله ي پاها را به اندازه 3 انگشت باز دست تنظيم نمود، انگشتان پاي خود را هم به طور دقيق و منظم رو به قبله قرار داد و با حال خضوع و خشوع "اللهُ اکبر" گفت و نماز را شروع کرد. آن حضرت ، سوره ي مباركه "حمد و قُل هو الله" را با آرامش و به طور شمرده خواند، آنگاه به اندازه ي يک نفس کشيدن صبر کرد و در حاليکه ايستاده و بي حرکت بود، "اللهُ اکبر" گفت. سپس براي رکوع، خم شد و در حال رکوع، دو دست خود را به صورتي که انگشتها باز بود، روي زانو گذاشت و زانو را طوري عقب داد که در حال خم بودن، کمر او صاف شد، به طوري که اگر قطره اي آب يا روغني روي کمر آن حضرت ريخته مي شد، آن قطره آب يا روغن در اثر صاف بودن کمر ريخته نمي شد. آنگاه حضرت گردن خود را کشيده نگه داشت، چشم خود را بست، سه مرتبه "سُبحانَ الله" گفت و بعد ذکر "سُبحانَ ربي العظيم وَ بحَمده" را به زبان جاري کرد. سپس ايستاد و در حالي که بي حرکت بود، "سَمِعَ الله لِمَن حَمِده" گفت، سپس دست خود را تا مقابل صورت بالا برد و "اللهُ اکبر" گفت. بعد از اين مرحله حضرت به سجده رفت؛ اما قبل از اينکه زانوهاي او به زمين برسد، دست خود را روي زمين گذاشت و در حاليکه هيچ يک از اعضاي بدن او به هم چسبيده نبود و هشت عضو بدن - يعني پيشاني، کف دو دست، سرکنده دو زانو، سر دو انگشت شست پا و (سر بيني را که مستحب است) - روي زمين گذاشته بود، سه مرتبه گقت : "سُبحانَ ربِّي الاَعلي وَ بحَمدِه". آنگاه سر خود را از سجده برداشت، "اللهُ اکبر" گفت و بر روي ران چپ نشست و روي پاي راست را به کف پاي چپ گذاشت و "اَستَغفِرُ الله رَبي وَ اَتوُبُ اِليه" گفت و سپس در حال نشسته و بي حرکت بودن ِبدن، "اللهُ اکبر" گفت و براي سچده ي دوم، سر را روي مُهر گذاشت. امام سجده ي دوم را به همان ترتيب انجام داد و با تشهد و سلام، دو رکعت نماز را به پايان رسانيد و بعد فرمود: "اي حماد! اين طور بايد نماز بگزاري. آري، در حال نماز، بازي و به خود ور رفتن نداشته باش، با دست و انگشت خود بازي نکن، يه اين طرف و آن طرف نگاه مکن و همچنين از روبرو هم به تماشاگري که موجب حواس پرتي تو مي شود نپرداز".
منبع: " جلوه هاي نماز در قرآن و حديث" |
||
|
|
||
|
دوستی ، حدودى دارد. كسى كه تمام آن حدود را دارانیست، كاملنیست و آن كس كه داراى هیچ یك از آن حدود نیست، اساساً دوستنیست. "الامالى" از "شیخ صدوق" |
||
|
|
||
|
Ø لينك مرتبط : میلاد با سعادت امام حسن عسکری(ع) |
||
|
|
||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام شاید خیلی وقتها اتفاق افتاده که بسیار دلتنگ دیدن ِ دوباره ی برخی از اقوام،نزدیکان و دوستانی شده ایم که متأسفانه آنها را از دست داده و اینک در بین ما نیستند؛ و یا مشتاق زیارت امامان و معصومینعلیه السلام در عالم خواب هستیم. در کتاب پرمحتوای "مفاتیح الجنان" در خصوص در خواب دیدن يكى از پيغمبران و امامانعليه السلام يا يكى از والدین يا نزدیکان وفات یافته، وضو گرفتن و لباس پاکیزه پوشیدن و خواندن سوره های مبارکه "شَمس" ، "لَیل" ، "قَدر" ، "قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرون" و خواندن صد مرتبه سوره ی مبارکه "اخلاص" و صد مرتبه "صلوات فرستادن" بر پيامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم و خوابیدن بر روی سمت راست بدن و رو به قبله ذکر شده است و در جایی دیگر خواندن دعای ذیل قبل از خواب: اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الَّذى لايُوصَفُ وَالاْيمانُ يُعْرَفُ مِنْهُ
|
||
|
|
||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام بر طبق روايات، شباهت هايى ميان حضرت مهدىعجل الله تعالي فرجه الشريف و برخي از انبياء و ائمه عليه السلام آمده است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود؛ شباهت حضرت به: · هابیل : نزديك ترين فرد خانواده (يعني برادرش قابيل) وي را كشت و نزديك ترين افراد خانواده( يعني عموي ايشان جعفر كذاب) قصد كشتن امام قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف را نمود. · حضرت شیث عليه السلام : حضرت شيثعليه السلام اجازه نيافت كه علم خودش را آشكاركند، حضرت مهديعجل الله تعالي فرجه الشريف نيز اجازه نيافته علم خود را آشكار نمايد تا روزي كه وقت آن تعيين شود. · حضرت نوح عليه السلام : عمر طولانى · حضرت ادریس عليه السلام : 1.حضرت ادریسعليه السلام به آسمان بالا برده شد، وحضرت مهدى عجل الله تعالي فرجه الشريف را هنگام ولادت، روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمانها برد. 2.حضرت ادریس عليه السلام نيز از قومش غايب شد. · حضرت هودعليه السلام : حضرت نوحعليه السلام ، ظهور حضرت هودعليه السلام را بشارت داده بود و خداوند، كافران را به وسيله او هلاک گرداند.
1.حضرت ابراهيمعليه السلام دوران حمل و ولادتش مخفيانه بود و رشد او در يك هفته، به اندازه يك ماه و در یك ماه به اندازه يك سال بود. 2.حضرت ابراهيمعليه السلام نيز دو غيبت داشت. · حضرت يعقوبعليه السلام : حضرت يعقوبعليه السلام منتظرِ فرَج بود تا اينكه خداوند پس از مدتى طولانى، پريشانى اش را برطرف ساخت. · حضرت يوسف عليه السلام : حضرت يوسفعليه السلام زيباترين اهل زمان خود و نيز مدتى غايب بود · حضرت خضر عليه السلام: عمر طولانى وي و حضور هر ساله در مناسك حج · حضرت موسی عليه السلام : دوران حمل و ولادتش مخفى بود و دو غيبت داشت از ترس دشمنانش غايب شد و بنى اسرائيل منتظر قيامش بودند. · حضرت عیسی عليه السلام : فرزند بهترين زنان زمانش بود و در شكم مادر تكلّم مى كرد و در گهواره سخن مى گفت، خداوند او را به آسمان برد و مردم درباره اش اختلاف كردند و به اذن خداوند، مرده را زنده مى كرد. · حضرت محمّدصل الله عليه و آله و سلم : اسم، كنيه، خوش خلقي · حضرت امام علی عليه السلام : زهد و شجاعت · حضرت امام حسن عليه السلام : حلم و بردبارى
· حضرت امام سجاد عليه السلام : عبادت · حضرت امام صادقعليه السلام : كشف علوم و بیان احکام برای مردم · حضرت امام محمّدتقی عليه السلام : دركودكى به امامت رسيد
منبع: |
||
|
|
||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام پس از شهادت اباعبدالله الحسينعليه السلام و ياران وفادارش در كربلا به دست سپاهيان يزيد بن معاويه لعنت الله عليه و عدم يارى آن حضرت از سوى مسلمانان و دوستداران اهل بيتعليه السلام، يك حالت سرخوردگى و پشيمانى در مسلمانان پديد آمد. در شهر كوفه - كه بزرگترين مركز شيعيان عالم اسلام بود - ندامت و پشيمانى شيعيان - به خاطر عدم نصرت امام حسين عليه السلام و تنها گذاشتن وى در كربلا - شدّت بيشترى داشت و از اين بابت، خودشان را سرزنش كرده و خطاكار مىدانستند. آنان، پس از مراسمهاى عزادارى امام حسين عليه السلام و گفت و گوهاى جمعى، به اين نتيجه رسيدند كه اين ننگ و ندامت را نمىتوانند از خود دور كنند، مگر با كشته شدن در راه اهداف اباعبدالله الحسين عليه السلام و گرفتن انتقام از قاتلان وى. رهبرى اين جنبش را چند تن از سران سالخورده شيعه عراق بر عهده داشتند كه معروفترين آنان عبارت بودند از: سليمان بن صرد خزاعى، عبدالله بن وال تميمى، رفاعة بن شداد بجلى، عبدالله بن سعد ازدى و مسيّب بن نجبه فزارى. "قيام توّابين" از سال 61 هجري قمرى و پس از شهادت امام حسينعليه السلام شكل گرفت و به تدريج فراگير شد و طرفداران بسيارى پيدا كرد و به مدت چهار سال شكلگيرى جنبش، نيرو و امكانات قابل توجهى فراهم گرديد. در آغاز، عدهاى تصميم به درگير كردن توّابين با عامل "عبدالله بن زبير" در كوفه را داشتند، ولى با زيركى "عبدالله بن زبير" و اعلام پشتيبانى وى از توّابين، هيچ گونه جنگى در كوفه به وقوع نپيوست و توّابين - كه تعدادشان چهار هزار رزمنده ي عاشق شهادت بود - از كوفه به "پادگان نخيله" و از آنجا به سوى "كربلا" حركت كردند و مدتى در آنجا به سوگوارى پرداختند و بسيار گريه و ناله كرده و از خداى سبحان به خاطر گناه و جرم خويش، طلب غفران نمودند و آنگاه به سوى سرزمين "بين النهرين" رهسپار شدند و در منطقه "عين الوردة" با سپاهيان "مروان بن حكم" مواجه شدند. ابتدا گروهى از توّابين به فرماندهى "مسيب بن نجبه فزارى" با گروهى از سپاه "عبيدالله بن زياد" درگير شدند و با مجاهدت و دلاورىهاى توّابين، سپاه عبيدالله متحمل شكستي سنگين شد و بسيارى از شاميان كشته و بسيارى زخمى گرديدند و تنها عدهاى، موفق به فرار از صحنه نبرد شدند. عبيدالله بن زياد - كه تعداد سى هزار نفر از شاميان را فرماندهى مىكرد - براى بار دوم، سپاهى متشكل از دوازده هزار مرد جنگنده به فرماندهى "حصين بن نمير" به نبرد توّابين فرستاد و اين بار نيز، پيروزى با خداجويان توّابين بود؛ ولى تاريكى شب مانع پيروزى نهايى آنان گرديد. عبيدالله بن زياد در همان شامگاه، با تمام نيرو و تجهيزات جنگى به نبرد توّابين شتافت و جنگ خونينى ميان طرفين، شعله ورگرديد . "سليمان بن صرد" - كه با سپاهى سنگين از دشمن روبرو شده بود - از زين اسب به پايين آمد و شمشيرش را از غلاف بيرون آورد و غلاف آن را شكست و به ياران خود گفت: "عبادالله! من اراد البكور الى ربّه، و التّوبة من ذنبه، و الوفاء بعهده، فاليّ: اى بندگان خدا! هر كسى مىخواهد كه بامداد فردا در نزد پروردگارش باشد، از گناه و جرمش توبه كند و به پيمان خويش وفا كند، پس با من بيايد". در اين هنگام، تعداد زيادى از ياران او از اسب پياده شده و بي باكانه به صفوف عظيم دشمن زدند. تعداد اندك شهادت طلبان توّابين، صحنه ميدان را بر انبوه جنايتكاران شام، تيره و تنگ كردند و اگر پيروزىهاى آنان به همان صورت ادامه مىيافت، پيروزى نهايى نصيب آنان مىشد، ولى شاميان، به جاى نبرد تن به تن، توّابين را آماج تيرهاى بىامان خويش قرار دادند و در اين ميان، فرمانده شجاع توّابين، يعنى "سليمان بن صرد" مورد اصابت تير "يزيد بن حصين بن نمير" قرار گرفت و دلاورانه به شهادت رسيد و پس از او "مسيّب بن نجبه" فرماندهى توّابين را بر عهده گرفت ولى پس از مبارزاتى، او نيز به شهادت رسيد. از آن پنج فرمانده و امير توّابين، هر كدام پس از ديگرى، فرماندهى را بر عهده گرفته و با سربازان "عبيدالله بن زياد" به نبرد پرداختند، ولى در ميان ميدان به شهادت رسيدند و تنها "رفاعة بن شداد بجلى" به همراه عدهاى اندك از توّابين، از تاريكى شب استفاده كرده و خود را از آن واقعه ي هولناك، نجات داده و به كوفه برگشتند. منابع: 1. كتاب "المنتظم فى تاريخ الامم و الملوك" 2. كتاب "تاريخ الطبري" 3. كتاب "البداية و النهاية" 4. كتاب "ماهيت قيام مختار" |
||
|
|
||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام "نهج البلاغه" در لغت به معناى "راه رسا و بليغ سخن گفتن" است و نام کتابی است که حاوی مشهورترين و معتبرترين منابع حديث شيعه و سخنان زيباي اميرالمؤمنین حضرت عليعليه السلام است که به كوشش سيّد رضى در طی سالهای 359 تا 406 هجری قمری گردآورى و تدوين گرديده است. سيّد رضى کوشيده است از ميان احاديث منقول از حضرت علىعليه السلام ، بليغ ترين و زيباترين آنها را گزينش و در اين مجموعه گرد آورد که همين ويژگى، راز ماندگارى و جاودانگى اين کتاب در حوادث سهمگين و تلخ گذشته ی تاريخ و موجب شهرت آن در ميان گروههاى مختلف مسلمانان و شخصيّت هاى برجسته غيرمسلمان گشته است. در نگاهی به این کتاب ارزشمند می بینیم که مؤلف پس از مقدمه اى کوتاه، فرمایشات اميرالمؤمنینعليه السلام را در سه بخش ذیل تنظيم نموده است: o خطبه ها(سخنرانيها) شامل 241 خطبه o کتب(نامه ها و رساله ها) شامل 79 نامه o قصار الحکم(حکمت هاى کوتاه) که شامل 360 حکمت می باشد و در لابلاى سخنان آن حضرت - البته هر جا که لازم بوده - توضيحات کوتاه و مفيدى توسط مؤلف آورده شده است | ||